تاثیر نایسین A و بنزوات سدیم بر رفتار لیستریامونوسیتوژنز و برخی از پارامترهای میکروبی و شیمیایی در فیله ماهی فیتوفاگ (Hypophtalmichtysmolitrix) نگه‌داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، ساری، ایران.

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سبزوار، گروه علوم و صنایع غذایی، سبزوار، ایران

چکیده

  در این مطالعه تاثیر نایسین A و بنزوات سدیم بر تعداد لیستریامونوستیوژنز، برخی پارامترهای میکروبی (باکتری­های مزوفیل، باکتری­های سرماگرا و باکتری­های لاکتیک) و پارامترهای شیمیایی (عدد پراکسید و TVN) در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس در زمان­های صفر، 3، 6، 9 و 12 روز مورد ارزیابی قرار گرفت. به نسبت وزن اولیه فیله، مقدار تلقیح اولیه باکتری مشخص شده (4 واحد لگاریتمی) و پس از اسپری نمودن سوسپانسیون باکتریایی و جذب آن به سطح فیله، نمونه­ها به مدت 15 دقیقه در محلول بنزوات سدیم 2%  قرار داده شده و بعد از قرار گرفتن در دمای 4 درجه سلسیوس به مدت 10 دقیقه، محلول نایسین A با غلظت 15/0 گرم بر کیلوگرم ماهی بر روی نمونه­ها اسپری گردید. نتایج نشان داد که در نمونه دارای ترکیب نایسین A و بنزوات سدیم تعداد لیستریا مونوسیتوژنز از 12/4 به 66/3  واحد لگاریتمی کاهش یافت. این در حالیست که در نمونه‌های فاقد ماده نگه­دارنده تعداد لیستریا مونوسیتوژنز تلقیح شده از 43/4 به 14/5 واحد لگاریتمی افزایش داشته است. جمعیت باکتری­های مزوفیل در نمونه‌های حاوی ماده نگه­دارنده (بصورت ترکیبی) و نمونه‌های فاقد نگه­دارنده به تریتب از 39/4 به 79/6 و از 48/4 به 93/7 واحد لگاریتمی افزایش داشته است. جمعیت باکتری­های سرماگرا در نمونه‌های حاوی ماده نگه­دارنده و نمونه‌های فاقد ماده نگه­دارنده از 16/4 به 72/6 و از 34/4 به 92/7 واحد لگاریتمی و جمعیت باکتری­های لاکتیک نیز در تیمارهای ذکر شده به ترتیب از 74/2 به 08/4 و 9/2 به 78/4 واحد لگاریتمی افزایش داشته است. افزایش مقدار عدد پراکسید و TVN در تیمار نایسین و بنزوات سدیم در مقایسه با نمونه­های تیمار تفاوت نشان داد. نتیجه­گیری کلی نشان می­دهد که اگرچه مواد نگه­دارنده مورد استفاده در این تحقیق به هنگام استفاده در محیط کشت آزمایشگاهی، جمعیت  لیستریا مونوسیتوژنز را به صفر می­رسانند ولی به هنگام تلقیح باکتری در بافت ماهی، پارامترهای مختلف بر اثرات ضدمیکروبی مواد نگه­دارنده تأثیرگذار می­باشند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The effect of nisin A and sodium benzoate on behavior of Listeria monosytogenes and some microbial and chemical parameters in silver carp (Hypophtalmichtys molitrix) fillet stored at 4˚C

نویسندگان [English]

  • R Safari 1
  • M.R Saeidi Asl 2
1 Caspian Sea Ecology Research Center, Iranian Fisheries Research Organization, Sari, Iran
2 Department of Food Science and Technology, Sabzevar Branch, Slamic Azad University, Sabzevar, Iran
چکیده [English]

   The effect of nisin A and sodium benzoate on Listeria monocytogenes, as well as some microbial (mesophilic, psychrotrophic and lactic acid bacteria) and chemical (peroxide and TVN) in silver carp (Hypophtalmichtys molitrix) fillet during storage period (0, 3, 6, 9 and 12 days) at 4˚C were evaluated. For this, Listeria monocytogenes (4 logCFU/g) was inoculated to the fillets and were dipped into 2% sodium benzoate solution for 15 min and left to stand for 10 min at 4˚C. Subsequently nisin A was added to the fillet (0/15 g/kg) and samples were kept at 4˚C while packaged in vacuum condition. The results showed that, application of nisin A and sodium benzoate decrease the number of Listeria monocytogenes from 4/12 to 3/66. However, in control groups the number of bacterium was increased from 4/43 to 5/14. Moreover, the number of mesophilic bacteria in treatment and control groups was increased from 4/39 to 6/79 and 4/48 to 7/93, respectively. The number of psychrotrophic bacteria in treatment and control groups was increased from 4/16 to 6/72 and 4/34 to 7/92, respectively. The similar result was achieved for lactic acid bacteria in which the number of these bacteria was increased from 2/74 to 4/08 and 2/9 to 4/78, respectively. Moreover, different peroxide value and TVN for treatment and control groups was achieved. In conclusion, application of nisin A and sodium benzoate showed different inhibitory effects on Listeria monocytogenes in culture media and silver carp.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Nisin A
  • Sodium benzoate
  • Listeria monocytogenes
  • Silver carp

 

تاثیر نایسین A و بنزوات سدیم بر رفتار لیستریامونوسیتوژنز و برخی از پارامترهای میکروبی و شیمیایی در فیله ماهی فیتوفاگ (Hypophtalmichtysmolitrix)نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس

 

رضا صفری1*، محمد رضا سعیدی اصل2

 

1-  پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، ساری، ایران.

2-  دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سبزوار، گروه علوم و صنایع غذایی، سبزوار، ایران.

*نویسنده مسئول مکاتبات: Safari1351@gmail.com

(دریافت مقاله: 31/3/90   پذیرش نهایی: 25/9/90)

 

 

چکیده

  در این مطالعه تاثیر نایسین A و بنزوات سدیم بر تعداد لیستریامونوستیوژنز، برخی پارامترهای میکروبی (باکتری­های مزوفیل، باکتری­های سرماگرا و باکتری­های لاکتیک) و پارامترهای شیمیایی (عدد پراکسید و TVN) در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس در زمان­های صفر، 3، 6، 9 و 12 روز مورد ارزیابی قرار گرفت. به نسبت وزن اولیه فیله، مقدار تلقیح اولیه باکتری مشخص شده (4 واحد لگاریتمی) و پس از اسپری نمودن سوسپانسیون باکتریایی و جذب آن به سطح فیله، نمونه­ها به مدت 15 دقیقه در محلول بنزوات سدیم 2%  قرار داده شده و بعد از قرار گرفتن در دمای 4 درجه سلسیوس به مدت 10 دقیقه، محلول نایسین A با غلظت 15/0 گرم بر کیلوگرم ماهی بر روی نمونه­ها اسپری گردید. نتایج نشان داد که در نمونه دارای ترکیب نایسین A و بنزوات سدیم تعداد لیستریا مونوسیتوژنز از 12/4 به 66/3  واحد لگاریتمی کاهش یافت. این در حالیست که در نمونه‌های فاقد ماده نگه­دارنده تعداد لیستریا مونوسیتوژنز تلقیح شده از 43/4 به 14/5 واحد لگاریتمی افزایش داشته است. جمعیت باکتری­های مزوفیل در نمونه‌های حاوی ماده نگه­دارنده (بصورت ترکیبی) و نمونه‌های فاقد نگه­دارنده به تریتب از 39/4 به 79/6 و از 48/4 به 93/7 واحد لگاریتمی افزایش داشته است. جمعیت باکتری­های سرماگرا در نمونه‌های حاوی ماده نگه­دارنده و نمونه‌های فاقد ماده نگه­دارنده از 16/4 به 72/6 و از 34/4 به 92/7 واحد لگاریتمی و جمعیت باکتری­های لاکتیک نیز در تیمارهای ذکر شده به ترتیب از 74/2 به 08/4 و 9/2 به 78/4 واحد لگاریتمی افزایش داشته است. افزایش مقدار عدد پراکسید و TVN در تیمار نایسین و بنزوات سدیم در مقایسه با نمونه­های تیمار تفاوت نشان داد. نتیجه­گیری کلی نشان می­دهد که اگرچه مواد نگه­دارنده مورد استفاده در این تحقیق به هنگام استفاده در محیط کشت آزمایشگاهی، جمعیت  لیستریا مونوسیتوژنز را به صفر می­رسانند ولی به هنگام تلقیح باکتری در بافت ماهی، پارامترهای مختلف بر اثرات ضدمیکروبی مواد نگه­دارنده تأثیرگذار می­باشند.

 

واژه­های کلیدی: نایسین A، بنزوات سدیم، لیستریامونوستیوژنز، ماهی فیتوفاگ

 

مقدمه

  قابلیت فساد پذیری بالای ماهیان سبب شده تا حفظ کیفیت ماهی تازه، یکی از مسائل مهم مورد توجه صنعت ماهی و مصرف کنندگان باشد. ماهی فیتوفاگ با نام علمی Hypophthalmichthysmolitrix یکی از مهمترین ماهیان پرورشی کشور می­باشد که به علت استفاده از رژیم غذایی کم­هزینه و سطوح بالای زنجیره غذایی به مقدار زیاد پرورش می­یابد. از نظر تولید بالای سالیانه و قابلیت دسترسی برای مصرف کننده و پراکنش مناسب از اهمیت زیادی بین پرورش­دهندگان برخوردار است و اغلب به صورت ماهی کامل از مغازه­های خرده فروشی، و یا به صورت فیله شده قابل تهیه است. روش نگه­داری برای تمامی مواد غذایی اهمیت داشته و برای ماهی نیز با توجه به فساد پذیری بیشتر آن نسبت به سایر مواد غذایی ضروری است (Esmaeilzadeh and Sahari, 2004). نگه­داری ماهی در یخچال سبب کاهش سرعت فعالیت­های آنزیمی و شیمیایی و فعالیت موجودات ذره بینی خواهد شد اما به دلیل عدم توانایی دمای یخچال (4 درجه سلسیوس) برای کاهش دمای ماهی به مقدار لازم، تغییرات نامطلوبی از جمله اکسیداسیون و هیدرولیز چربی به آرامی صورت گرفته و باعث کاهش کیفیت محصولات می­گردد (Rezaei et al., 2003; Perez-Alonso and Auborg, 2003). از طرفی برخی از باکتری­های سرماگرا نظیر جنس­های سودوموناس، لیستریا، کلستریدیوم و یرسینیا قادر به رشد در چنین دمایی بوده و باعث فساد و متعاقب آن مسمومیت غذایی در انسان می­گردند. بنابراین استفاده از موادی مناسب با فعالیت آنتی باکتریایی و آنتی اکسیدانی به منظور بهبود کیفیت، افزایش عمر ماندگاری گوشت و در عین حال جلوگیری ازضررهای اقتصادی، ضروری و مفید به نظر می­رسد Vescovo et al., 2006)).

 

  به منظور افزایش زمان ماندگاری محصولات غذایی از مواد نگه­دارنده شیمیایی استفاده می­شود. این مواد دارای عوارض جانبی بوده و استفاده از برخی از آنها بدلیل سرطان­زا و موتاژن بودن توسط برخی از کشورها ممنوع شده است. نگه­دارنده بیولوژیک که شامل ارگانیسم­های مفید، متابولیت­های میکروبی و اسانس یا عصاره­های گیاهی می­شود جزو آن دسته از موادی هستند که نه­تنها عوارضی بدنبال ندارند بلکه باعث بهبود طعم و مزه مواد غذایی شده و زمان ماندگاری را آنها بطور نسبی افزایش می­دهند. مطالعات نشان داده که اگر نگه­دارنده بیولوژیک بصورت ترکیبی با نگه­دارنده­های شیمیایی (با غلظت پائین­تر) مورد استفاده قرار گیرد نتایج بسیار مطلوبی در پی خواهد داشت (Tome et al., 2006; Vescovo et al., 2006).

 

باکتریوسین­ها یکی از مهمترین متابولیت­های باکتری­های گروه لاکتیک بوده که اغلب به عنوان ابزارهای بیولوژیکی باارزش برای ارتقاء ایمنی غذا و کاهش شیوع بیماری­های ناشی از غذاهای فاسد مطرح هستند. باکتریوسین نایسین، نیز ترکیب بیواکتیو و پپتیدی است که توسط برخی لاکتوکوکوس لاکتیس زیر گونه لاکتیس تولید می­شود (Castellano et al., 2008; De et al., 2009).

  از مهمترین نمک اسیدهای آلی که به عنوان نگه­دارنده شیمیایی مورد استفاده قرار می­گیرد می­توان به بنزوات سدیم اشاره نمود. این ماده بیشتر بعنوان ماده نگه­دارنده در انواع نوشیدنی­ها مورد استفاده قرار گرفته و کمتر در فرآورده­های شیلاتی مورد استفاده قرار می­گیرد، ولی متابولیت­های آن مثل متیل پارابن در برخی از فرآورده­های شیلاتی کاربرد دارد. توانایی بنزوات سدیم در جلوگیری از رشد میکروب­های ناخواسته ممکن است بدلیل تأثیر آن بر کاهش pH و یا جذب یون­های فلزی مورد نیاز باکتری­ها (بخصوصca++) باشد (Savvaidis et al., 2002; Solomakos et al., 2008).

   لیستریا مونوسیتوژنز باکتری گرم مثبت، هوازی تا بی­هوازی اختیاری و میله­ای شکل است که باعث بیماری لیستریوزیس در انسان می­شود (Chen et al., 2010; Dykes and Moorhead 2002; Inoue etal., 2000; Neetooet al., 2008;  Wadud et al., 2010). اگرچه تعداد مسمومیت غذایی ناشی از لیستریا مونوسیتوژنز نسبت به مسمومیت با سالمونلا، کلستریدیوم، کمپیلوباکترها و استافیلوکوکوس آرئوس کمتر است اما به جرأت می­توان گفت که از نظر نقش تهدیدکنندگی، لیستریوزیس خطرناک­ترین نوع مسمومیت غذایی است (Chen et al., 2010).

  بر طبق مطالعه انجام شده در ایران مشخص شده که شیوع  لیستریا مونوسیتوژنز در سطح خرده فروشی­های ماهی قزل آلای رنگین کمان 5/12 درصد و در کپور نقره­ای و کپور معمولی به ترتیب 10و 5/17 درصد بوده است. همچنین نتایج نشان داده که 5/8 درصد از ماهیانی صید شده از سطح استخرهای پرورش ماهیان گرم­آبی (کپور نقره­ای و کپور معمولی) آلوده به لیستریا مونوسیتوژنز بودند (Akhondzadeh et al., 2003).

   برای افراد سالم بیشترین میزان قابل قبول باکتری لیستریا مونوسیتوژنز در غذا 100 سلول در هر گرم است (Gudbjornsdóttir et al., 2004; Huss et al., 2000). تعداد این باکتری در غذاهای یخچالی طی یک دوره 3-4 هفته­ای (دوره نگه­داری اکثر غذاها) می­تواند به بیش از 100 هزار سلول در هر گرم غذا برسد (Gudbjornsdottir et al., 2004). در بیماری لیستریوزیس علائمی مشابه آنفلونزا، عفونت خون و مننژیت ایجاد می کند. معمولاً افراد بزرگسال سالم به این بیماری مقاوم هستند. اما نوزادان، افراد سالخورده و کسانی که سیستم ایمنی آنها توسط دارو تضعیف شده است و همچنین زنان باردار در معرض خطر هستند (Duffes et al., 1999). این بیماری ممکن است موجب سقط جنین، بروز مننژیت یا عفونت خونی در نوزادان گردد (Martins and Pedro, 2011; Wadud et al., 2010).

  هدف از این مطالعه بررسی اثر باکتریوسین نایسین A و بنزوات سدیم بر رفتار لیستریا مونوسیتوژنز در فیله­ ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس می­باشد.

 

 

 

 

مواد و روش­ها

 

آماده سازی باکتری لیستریا مونوسیتوژنز جهت تلقیح

 

  سویه استاندارد و لیوفیلیزه باکتریListeria monocytogenes PTCC 1163 از سازمان پژوهش­های علمی و صنعتی ایران تهیه شد. آمپول­های لیوفیلیزه باکتری ابتدا در شرایط استریل باز و به محیط کشت مایع TSB (Tryptic Soy Broth) انتقال و به مدت 48 ساعت در 30 درجه سلسیوس انکوبه شد. سپس محیط کشت حاوی باکتری سانتریفوژ شده (15 دقیقه در دور 7000 دور در رقیقه) و پس از ریختن مایع رویی، رسوب حاصله سه مرتبه با رینگر شستشو داده شده و هر بار عمل سانتریفوژ تکرار گردید. تعداد باکتری­ها در رسوب نهایی، با ریختن مقداری رینگر، با استفاده از روش کدورت سنجی در طول موج 570 نانومتر تعیین گردید (Hegde et al., 2007; Martins and Pedro, 2011).

 

 

آماده سازی نمونه

  ماهی کپور نقره­ای با میانگین وزن 900-700 گرم از یکی از مزارع پرورش ماهی واقع در شهرستان ساری تهیه شده و در جعبه­های یونولیتی به همراه یخ به آزمایشگاه پژوهشکده اکولوژی دریای خزر انتقال داده شدند. ماهی را ابتدا شسته و سپس فیله نموده و در پایان عمل فیله کردن نیز، مجدداً فیله­ها مورد شستشو قرار گرفتند. به نسبت وزن فیله، مقدار تلقیح اولیه باکتری مشخص شده (log 4) و پس از اسپری نمودن سوسپانسیون باکتریایی (با استفاده از سرنگ­های استریل) و جذب آن به سطح فیله، نمونه­ها به مدت 15 دقیقه در محلول بنزوات سدیم 2%  قرار داده شده و بعد از قرار گرفتن در دمای 4 درجه سلسیوس به مدت 10 دقیقه، محلول نایسین A(ServaUSA) با غلظت 15/0 گرم بر کیلوگرم ماهی بر روی نمونه­ها اسپری گردید. استاندارد نایسین و بنزوات سدیم در فرآورده­های دریایی به ترتیب 2/0-1/0 گرم بر کیلوگرم و 5/2–5/1 درصد می­باشد (Samelis et al., 2005). در نمونه­های حاوی نایسین A، بنزوات سدیم به تنهایی، هر یک از مواد مذکور بطور جداگانه اضافه گردید. در نمونه شاهد فقط لیستریا اضافه گردید (فاقد نگه­دارنده). تمامی نمونه­ها با استفاده از دستگاه وکیوم (BOSSN84) در شرایط خلاء بسته­بندی شده و در دمای4 درجه سلسیوس نگه­داری شدند و در روزهای 0، 3، 6، 9 و12 روز از نظر پارامترهای کیفی (شیمیایی و میکروبی) مورد آزمایش قرار گرفتند (با در نظر گرفتن 3 تکرار برای هر نمونه)، (Samelis et al., 2005; Dykes and Moorhead 2002; Solomakos et al., 2008). لازم به ذکر است برای نگه­داری کوتاه مدت فرآورده­های شیلاتی از دماهای پائین استفاده شده تا ماهی تازگی خود را حفظ نماید. در دمای انجماد، با طولانی شدن زمان نگه­داری، واکنش­های شیمیایی باعث فساد فرآورده شده و علاوه بر این ماهی تازگی خود را از دست می­دهد.

 

آزمون­های شیمیایی و میکروبی

 

  عدد پراکسید به روش Egan و همکاران (1997)، مقدار کل بازهای نیتروژنی فرار(TVB-N) به روش AOAC محاسبه و تعیین گردید (AOAC, 2005). جهت شمارش کل باکتری­ها (TVC) و باکتری­های سرمادوست (PTC) در نمونه­های تهیه شده، از محیط تریپتیک سویا آگار (Tryptic Soy Agar) به روش کشت سطحی، استفاده شد(AOAC, 2005; Gimenez et al., 2002). پلیت­های کشت داده شده مربوط به کل باکتری­ها بعد از48 ساعت انکوباسیون در دمای 35 درجه سانتی­گراد و پلیت­های مربوط به باکتری­های سرما دوست بعد از 10 روز انکوباسیون در دمای 4 درجه سانتی گراد شمارش شدند (AOAC, 2005; Gimenez et al., 2002; McMeekin et al., 1993). برای شمارش باکتری­های اسید لاکتیک از محیط کشتDeManRogosa and Sharpe(MRS) agar استفاده شد. نمونه­های اخیر در جار بی­هوازی حاوی گازپک C قرار داده شده و در انکوباتور30 درجه سلسیوس به مدت 3-2 روز نگه­داری شدند (Jones et al., 2008). به منظور شمارش لیستریا مونوسیتوژنز از محیط انتخابی CHROMagarTM Listeria (محیط کشت کروموژنیک، شرکت میکروبیولوژی کروم آگار فرانسه) و مکمل آن (CHROMagar Listeria supplement) با انکوباسیون در مای 30 درجه سلسیوس به مدت 24 تا 48 ساعت استفاده شد (Hegde et al., 2007).

 

آنالیزهای آماری

 

  برای مقایسه میانگین­ها در زمان­های مختلف برای یک تیمار از آزمون آنالیز واریانس تکراری و در ادامه از آزمون آماری تی وابسته و برای مقایسه میانگین­ها بین تیمارهای مختلف در زمان­های متفاوت از آنالیز واریانس یک­طرفه و آزمون تعقیبی دانکن (Duncan)در سطح 05/0=α استفاده گردید .(Egan et al., 1997)

 

یافته­ها

 

آنالیزهای شیمیایی

 

 

عدد پراکسید

 

  میزان پراکسید در تمامی تیمارها روند افزایشی داشته ولی میزان آن در نمونه­های حاوی ترکیب نایسین و بنزوات سدیم از 43/0 بهmqO2/g 67/7 بوده در صورتیکه در نمونه­های شاهد از 47/0 به mqO2/g 09/12 رسید (جدول 1).

 

 

جدول 1: نتایج عدد پراکسید در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس در زمان­های مختلف

زمان تیمار

پس از 3 روز

پس از 6 روز

پس از 9 روز

پس از 12 روز

لیستریا+بنزوات+ نایسین A

005/0 ± 435/0c

03/0 ± 85/1b

02/0 ± 09/5a

03/0 ± 67/7a*

بنزوات سدیم

01/0 ± 41/0c

1/0 ± 65/1b

1/0 ± 21/5a

21/0 ± 88/7a

نایسین A

04/0 ± 47/0c

05/0 ± 19/2b

05/0 ± 18/6a

3/0 ± 87/8a

شاهد دارای لیستریا (بدون ماده نگه­دارنده)

01/0 ± 47/0d

09/0 ± 14/3c

1/0 ± 28/8b

59/0 ± 09/12a

*حروف متفاوت در هر ردیف نشان دهنده تفاوت معنی­دار ما بین داده­ها می­باشد.

 


 

 

مقدار کل بازهای نیتروژنی فرار (TVB-N)

  میزان TVB-N در تیمار ترکیب مواد نگه­دارنده، از 23/7 به 76/26 افزایش داشته در صورتیکه در نمونه شاهد از 44/7 به mg N/100g60/35 افزایش داشته است (جدول 2).


 

جدول 2: نتایج TVB-N در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه ساسیوس در زمان­های مختلف

زمان تیمار

پس از 3 روز

پس از 6 روز

پس از 9 روز

پس از 12 روز

لیستریا+بنزوات+ نایسین A

14/0 ± 2/7c

13/0 ± 81/12b

5/0 ± 37/18a

7/0 ± 76/26a

بنزوات سدیم

01/0 ± 34/7c

05/0 ± 15/12b

32/0 ± 48/17a

14/0 ± 03/29a

نایسین A

02/0 ± 62/7c

26/0 ± 84/13b

09/0 ± 42/19a

22/0 ± 34/29a

شاهد دارای لیستریا (بدون ماده نگه­دارنده)

03/0 ± 44/7d

07/0 ± 71/14c

09/0 ± 62/20b

98/1 ± 60/35a

*حروف متفاوت در هر ردیف نشان دهنده ارتباط معنی­دار ما بین داده­ها می­باشد.

 

 

آنالیزهای میکروبی

لیستریا مونوسیتوژنز

  تعداد لیستریا در تیمارهای حاوی مواد نگه­دارنده روند کاهشی داشته بطوریکه در نمونه دارای ترکیب نایسین A و بنزوات سدیم تعداد باکتری از 12/4 به 66/3 واحد لگاریتمی کاهش داشته است. این در حالیست که در نمونه‌های فاقد ماده نگه­دارنده تعداد لیستریای تلقیح شده از43/4 به 14/5 واحد لگاریتمی افزایش نشان داد (جدول 3). در سایر تیمارها روند رشد لیستریا نیز کاهشی بوده ولی با این وجود نتایج مربوط به تیمار دارای نایسین به تنهایی بهتر از بنزوات سدیم بوده است. نتایج آنالیز آماری تیمارهای مختلف حاکی از ارتباط معنی دار مابین تیمار مخلوط و بنزوات (007/0P=)، نایسین و نمونه کنترل (040/0P=) و بنزوات و نمونه کنترل (041/0P=) بوده است.

 

 

جدول 3: نتایج شمارش لیستریا (CFU/g) در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس در زمان­های مختلف

زمان تیمار

پس از 3 روز

پس از 6 روز

پس از 9 روز

پس از 12 روز

لیستریا+بنزوات+ نایسین A

05/0 ±11/4a

02/0 ±01/4a

1/0 ±81/3b

15/0 ±64/3c

بنزوات سدیم

05/0 ±15/4a

02/0 ±06/4a

07/0 ±87/3b

12/0 ±72/3b

نایسین A

02/0 ±09/4a

02/0 ±04/4a

07/0 ±84/3b

03/0 ±58/3c

شاهد دارای لیستریا (بدون ماده نگه­دارنده)

06/0 ±43/4c

07/0 ± 71/4b

3/0 ±94/4a

11/0±13/5a

*حروف متفاوت در هر ردیف نشان دهنده تفاوت معنی­دار ما بین داده­ها می­باشد.

 

 

 

 

باکتری­های سرماگرا

  تعدادPTC ابتدایی در مطالعه حاضر در تیمارهای شاهد و تیمار دارای نایسین روند افزایشی چشمگیری داشته و در روز 12 از دامنه استاندارد خارج شده است. در سایر تیمارها (ترکیب نایسین و بنزوات و بنزوات سدیم بصورت منفرد) روند رشد باکتری­های سرماگرا کندتر بوده بطوریکه در روز 12 نگه­داری، دارای دامنه قابل قبولی از باکتری­ها بوده است (جدول 4). نتایج آنالیز آماری تیمارهای مختلف حاکی از ارتباط معنی­دار مابین تیمار مخلوط و کنترل (037/0P=) و نایسین و نمونه کنترل (039/0P=) بوده است.


 

جدول4: نتایج شمارش باکتری­های سرماگرا در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس در زمان­های مختلف log CFU/g))

زمان تیمار

پس از 3 روز

پس از 6 روز

پس از 9 روز

پس از 12 روز

لیستریا+بنزوات+ نایسین A

08/0 ± 15/4c

15/0 ± 34/4b

03/0 ± 65/5a

04/0 ± 71/6a

بنزوات سدیم

11/0 ± 25/4c

17/0 ± 63/4b

54/0 ± 16/6a

03/0 ± 87/6a

نایسین A

08/0 ± 08/4c

06/0 ± 75/4b

04/0 ± 95/5b

06/0 ± 48/7a

شاهد دارای لیستریا (بدون ماده نگه­دارنده)

04/0 ± 33/4d

09/0 ± 77/5c

04/0 ± 93/6b

06/0 ± 93/7a

*حروف متفاوت در هر ردیف نشان­دهنده تفاوت معنی­دار ما بین داده­ها می­باشد.

 

 

 


باکتری­های مزوفیل

  تعداد باکتری­های مزوفیل در مطالعه حاضر در تیمارهای شاهد و تیمار دارای نایسین (مشابه باکتری­های سرماگرا) روند افزایشی داشته و در روز 12 از دامنه استاندارد خارج شده است. در سایر تیمارها (ترکیب نایسین و بنزوات و بنزوات سدیم بصورت منفرد) روند رشد باکتری­های مزوفیل کندتر بوده بطوریکه در روز 12 نگه­داری، دارای دامنه قابل قبولی از باکتری­ها بوده است (جدول5). نتایج آنالیز آماری تیمارهای مختلف حاکی از ارتباط معنی­دار مابین تیمار نایسین و مخلوط (04/0P=) بوده است.


 

جدول 5: نتایج شمارش باکتری­های مزوفیل در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس در زمان­های مختلفlog CFU/g) )

زمان تیمار

پس از 3 روز

پس از 6 روز

پس از 9 روز

پس از 12 روز

لیستریا+بنزوات+ نایسین A

13/0 ± 38/4b

08/0 ± 08/5b

05/0 ± 45/6a

04/0 ± 79/6a

بنزوات سدیم

07/0 ± 46/4b

67/0 ± 51/4b

61/0 ± 27/6a

02/0 ± 9/6a

نایسین A

07/0 ± 5/4c

09/0 ± 55/5b

01/0 ± 91/6a

07/0 ± 56/7a

شاهد دارای لیستریا (بدون ماده نگه­دارنده)

05/0 ± 48/4d

05/0 ± 88/6c

03/0 ± 07/8b

04/0 ± 92/8a

*حروف متفاوت در هر ردیف نشان­دهنده ارتباط معنی­دار ما بین داده­ها می­باشد.

 

 

باکتری­های لاکتیک

  جمعیت باکتری­های گروه اسید لاکتیک (LAB) در تمامی تیمارهای مورد استفاده در دامنه استاندارد قرار داشته است (log CFU/g 7) ولی روند رشد باکتری­های لاکتیک در تیمارهای شاهد و تیمار دارای بنزوات سدیم بصورت منفرد سریع­تر از تیمارهای دارای مواد نگه­دارنده ترکیبی و تیمار نایسین به تنهایی بوده است (جدول 6). نتایج آنالیز آماری تیمارهای مختلف حاکی از ارتباط معنی­دار مابین تیمار مخلوط و نایسین (013/0P=)، مخلوط و نمونه کنترل (02/0P=) و بنزوات و نمونه کنترل (013/0P=) بوده است.


 

جدول 6: نتایج شمارش باکتری­های لاکتیک (CFU/g)در فیله ماهی فیتوفاگ نگه­داری شده در دمای 4 درجه سلسیوس در زمان­های مختلف

log CFU/g))

زمان تیمار

پس از 3 روز

پس از 6 روز

پس از 9 روز

پس از 12 روز

لیستریا+بنزوات+ نایسین A

15/0 ± 71/2d

18/0 ± 6/3c

04/0 ± 85/3b

1/0 ± 08/4a

بنزوات سدیم

09/0 ± 83/2b

1/0 ± 76/3a

06/0 ± 01/4a

03/0 ± 38/4a

نایسین A

05/0 ± 84/2b

03/0 ± 87/3a

03/0 ± 03/4a

06/0 ± 22/4a

شاهد دارای لیستریا (بدون ماده نگه­دارنده)

05/0 ± 9/2c

04/0 ± 16/4b

04/0 ± 34/4a

05/0 ± 78/4a

*حروف متفاوت در هر ردیف نشان­دهنده تفاوت معنی­دار ما بین داده­ها می­باشد.

 

 

بحث و نتیجه­گیری

  جهت تعیین هیدروپراکسیدها به عنوان محصول اولیه اکسیداسیون چربی در ماهیان، از شاخص پراکسید استفاده می­شود (Olafsdottir et al., 1997). تغییرات عدد پراکسید در تیمار شاهد نسبت به تیمارهای دیگر با سرعت بیشتر رو به افزایش بوده (از 47/0 به mqO2/g09/12) که دلیل این امر می­تواند ناشی از تأثیر نایسین و یا بنزوات سدیم بر کاهش جمعیت باکتری­های لیپولتیک (مثل برخی از گونه­های سودوموناس و برخی از باکتری­های گرم مثبت) و همچنین واکنش­های آنزیمی باکتریایی مرتبط با اکسیداسیون چربی در ماهیان باشد (حد قابل قبول پیشنهادی(20-10 میلی اکی والان پراکسید بر کیلوگرم چربی) توسط Huss (1995) می­باشد. روند صعودی تغییرات عدد پراکسید در تیمار شاهد در زمان­های مختلف معنی­دار بوده )05/0(P< ولی این روند در تیمارهای دارای مواد نگه­دارنده، در برخی از موارد معنی­دار بوده است.  نتایج حاصل از این تحقیق با نتایج گزارش شده توسط Pacheco-Aguilar و همکاران (2000) بر روی ساردین و Ozogul و همکاران (2005) در مارماهی اروپایی مطابقت دارد. اکسیداسیون چربی توسط واکنش­های متنوع غیر آنزیمی و آنزیمی (آنزیم­های باکتریایی، بین سلولی، هضم کننده) کنترل می­شود که این واکنش­ها به طور اساسی به گونه ماهی و دمای نگه­داری بستگی دارد (Huss, 1995). 

  در طی زمان نگه­داری، مقدارTVB-N  فقط در نمونه شاهد به بالاتر از حد قابل قبول پیشنهادی بر اساس گزارش اتحادیه اروپا (EU) و گزارش Gimenz و همکاران (2002) (mgN/100g25) رسید. روند صعودی تغییرات TVB-N در نمونه شاهد در زمان­های مختلف معنی­دار بوده )05/0(P< ولی این روند در تیمارهای دارای مواد نگه­دارنده، در برخی از موارد معنی­دار بوده است. شاخصTVB-Nدامنه وسیعی از ترکیبات فرار بازی همانند متیل آمین، دی متیل آمین، تری متیل آمین و آمونیاک را در بر می­گیرد (Rodriquez et al., 2008). در مطالعه حاضر، میزان بازهای نیتروژنی با افزایش زمان ماندگاری افزایش داشته ولی با این وجود در تیمارهای حاوی مواد نگه­دارنده این روند کندتر بوده و در تیمار شاهد میزان TVB-N افزایش معنی­داری داشته است )05/0(P<.

  تعداد لیستریا در تیمارهای دارای مواد نگه­دارنده روند نزولی داشته ولی تعداد آن در تیمار شاهد افزایش داشته است. روند تغییرات لیستریا در تیمار شاهد و تیمارهای حاوی نایسین و بنزوات (بطور ترکیبی و یا منفرد) در برخی از موارد معنی­دار بوده است )05/0(P<. نتایج حاصل از این تحقیق با سایر
یافته­های محققین که بیانگر کاسته شدن تعداد لیستریا در گوشت حاوی نایسین مطابقت دارد
(Solomakos et al., 2008; Yin et al., 2007). کاهش نسبی فعالیت ضد لیستریایی نایسین در طول زمان احتمالاً به دلیل ترکیب نایسین با پروتئین و چربی غذا و یا به خاطر فعالیت آنزیم­های موجود در گوشت است (Duffes et al., 1999).

 

  Pawar و همکاران (2000) تحقیقی بر روی مهار باکتری لیستریا مونوسیتوژنز در گوشت چرخ شده بوفالو در دمای یخچال انجام دادند که نتایج حاصل از این مطالعه بیان کرد که با افزایش غلظت نایسین از 400 بهIU/g 800 فعالیت ضد لیستریایی آن در گوشت چرخ شده تقویت می­شود.

  Yin و همکاران، نایسین و پدیوسین را در سطوح مختلف بین IU/g375 تا IU/g7500 در کوفته ماهی بکار بردند. که نتایج حاصل از تحقیق مذکور بیانگر محدود شدن فعالیت ضد لیستریایی این
باکتریوسین­ها در دو هفته اول مطالعه بود. علاوه بر این در مطالعه Yin و همکارانش نایسین در غلظت IU/g 1500 حتی در روزهای اول نیز قادر به کاهش لیستریا به زیر حد نسبتاً قابل قبول (100 باکتری در هر گرم غذا برای افراد سالم) نبود.

  روند رشد باکتری­های سرماگرا در تیمار شاهد رشد مثبت و معنی دار داشته است )05/0(P<. روند تغییرات در تیمارهای حاوی نایسین و بنزوات (بطور ترکیبی و یا منفرد) در برخی از موارد معنی­دار بوده است )05/0(P<. این امر احتمالاً بدلیل باکتریواستاتیک بودن نایسین باشد. بیشترین حد پیشنهاد شده برای PTC در ماهی log CFU/g7 است (ICMSF1986). بالا بودن مقادیر PTC در ابتدای دوره احتمالاً بدلیل گونه ماهی و همچنین دستکاری­های صورت گرفته در حین تخلیه شکمی و فیله کردن می­باشد. باکتری­های گرم منفی سرمادوست، میکروارگانیزم­های اصلی مسئول فساد ماهیان تازه نگه­داری شده به صورت سرد هستند (Gram and Huss, 1996; Gram et al., 1987). تعیین عمر ماندگاری تیمارهای مختلف توسط آنالیزهای باکتریایی بر مبنای زمان رسیدن تیمارها به حد مجاز قابل قبول log CFU/g 7 برای باکتری­های سرمادوست قرار دارد.

 

 

باکتری­های مزوفیل

  نتایج آنالیز باکتری­های مزوفیل شبیه به باکتری­های سرماگرا بوده است. روند تغییرات باکتری­های مزوفیل در تیمار شاهد روندی صعودی بوده است )05/0(P<. روند تغییرات در تیمارهای حاوی نایسین و بنزوات (بطور ترکیبی و یا منفرد) در برخی از موارد معنی­دار بوده است )05/0(P<. محققین مقدار TVC ابتدایی  log CFU/g6-2 را برای گونه­های مختلف آب شیرین (تیلاپیا، باس راه راه، قزل آلای رنگین کمان، سوف نقره­ای) پیشنهاد داده­ا­ند (Gonzalez et al., 2001; Savvaidis et al.,2002). باکتری­های مزوفیل (TVC) جزو آن­ دسته از باکتری­هایی هستند که در دمای بالاتر قادر به رشد بوده و زمانیکه دمای نگه­داری دارای نوسان شود این گروه از باکتری­ها شروع به تکثیر می­نمایند (Inoue et al., 2000).

 

باکتری­های لاکتیک

  روند رشد باکتری­های لاکتیک در نمونه شاهد روند صعودی داشته و در تیمارهای انتخاب روند نزولی داشته که بسته به نوع ماده نگه­دارنده متفاوت بوده است. روند تغییرات باکتری­های لاکتیک در نمونه شاهد معنی­دار بوده است )05/0(P<. ولی با این وجود روند رشد در تیمارهای حاوی نایسین و بنزوات (بطور ترکیبی و یا منفرد) در برخی از موارد دارای ارتباط معنی­دار بوده است )05/0(P<. علت این امر تأثیر باکتریوسایدی نایسین بر علیه اکثر باکتری­های گروه لاکتیک می­باشد. همچنین روند کاهشی باکتری­های گروه لاکتیک را می­توان به تاثیر مهار کننده بنزوات سدیم نسبت داد (Castellano et al., 2008).

  نتیجه­گیری کلی نشان می‌دهد که اگرچه مواد نگه­دارنده مورد استفاده در این تحقیق به هنگام استفاده در محیط کشت آزمایشگاهی (مطالعات انجام شده)، جمعیت لیستریا را به صفر می­رسانند ولی به هنگام تلقیح باکتری در بافت ماهی، پارامترهای مختلف بر اثرات ضدمیکروبی مواد نگه­دارنده تأثیرگذارمی­باشند. از مهمترین این پارامترها می­توان به غلظت باکتریوسین و بنزوات سدیم مورد استفاده، روش استفاده از باکتریوسین، زمان غوطه­وری، گونه ماهی، نوع محصول، درجه آلودگی میکروبی و وضعیت نگه­داری اشاره نمود. استفاده از نایسین A (15/0%) و بنزوات سدیم (g/100ml2) (بصورت ترکیبی) در نمونه­های مورد آزمایش، رشد میکروبی و تغییرات شیمیایی را بطور معنی­داری به تأخیر انداخته ولی با این وجود قادر به کاهش لیستریا به حد دامنه استاندارد و قابل قبول نبوده است.

 

 

 

منابع

  • Akhondzadeh, A., ZahraieSalehi, T. and Misaghi, A. (2003). The survey of Listeria monocytogenes in fresh and smoked fish and ice used in fish markets for retaining the freshness of the fish in Tehran and Gilan. Journal of Veterinary Research, 57(4): 9-12.
  • AOAC. (2005). Official Method of Analysis. 17th edition, Washington, DC: Association of Official Analytical Chemists, pp. 716-725.
  • Castellano, P., Belfiore, C. and Fadda, S. (2008). A review of bacteriocinogenic lactic acid bacteria used as bioprotective cultures in fresh meat produced in Argentina. Meat Science, 79: 483-499.
  • Chen, B.Y., Rajkumar, P., Tae-Jo, K., Juan, L.S. and Yean-Sung, J. (2010). Prevalence and contamination patterns of Listeria monocytogenes in catfish processing environment and fresh fillets. Food Microbiology, 27(5): 645-652.
  • Dykes, G.A. and Moorhead, S.M. (2002). Combined antimicrobial effect of nisin and a listeriophage against Listeria monocytogenes in broth but not in buffer or on raw beef. International Journal of Food Microbiology, 73(1): 71-81.
  • De Arauz, L.J., Jozala, A.F., Gava Mazzola, P. and Vessoni Penna, T.C. (2009). Nisin biotechnological production and application: a review. Trends in Food Science and Technology, 20(3-4): 146-154.
  • Duffes, F., Françoise, L., Patrick, B. and Xavier, D. (1999). Inhibition of Listeria monocytogenesby Carnobacterium spp. strains in a simulated cold smoked fish system stored at 4°C. International Journal of Food Microbiology, 47(1-2): 33-42.
  • Egan, H., Krik, R.S. and Sawyer, R. (1997). Pearsons Chemical Analysis of Foods. 9th edition, 609-634.
  • Esmaeilzadeh, R. and Sahari, M. (2004). Compare of proximate factors of kutum (Rutilisfrisiikutum) and Ctenopharyngodonidella and production fo marinade from these fish. Iranian Scientific Fisheries, 4: 13-28 [In Farsi].
  • Gimenez, B., Roncales, P. and Beltran, J.A. (2002). Modified atmospherepackaging of filleted rainbow trout. Journal of the Sciece of Food and Agriculture, 84,1154-1159.
  • Geims, M. (2006). Modern Food Microbiology. 2th edition, translated by Mortazavi, E., Motamedzadegan, E. and Gohari, A. Ferdosi Publication, pp. 662.
  • Gonzalez-Rodriguez, M.N., Sanz, J.J., Santos, J.A., Otero, A. and Garcia-Lopez, M.L. (2001). Bacteriological quality of aquaculture freshwater fish portions in prepackaged trays stored at 3۫C. Journal of Food Protection, 64: 1399-1404.
  • Gram, L., and Huss, H.H. (1996). Microbiological spoilage of fish and fish products. InternationalJournal of Food Microbiology, 33: 121-137.
  • Gram, L., Trolle, G. and Huss, H.H. (1987). Detection of specific spoilage bacteria from fish stored at low (0 ۫C) and high (20 ۫C) temperatures. International Journal of Food Microbiology, 4: 65-72.
  • Gudbjornsdottir, B., Suihko, M.L., Gustavsson, P., Thorkelsson, G., Salo, S., Sjoberg, A.M., Niclasen, O. and Bredholt, S. (2004). The incidence of Listeria monocytogenes in meat, poultry and seafood plants in the Nordic countries. Food Microbiology, 21(2): 217-225.
  • Hegde, V., Leon-Velarde, C.G., Stam, C.M., Jaykus, L.A. and Odumeru, J.A. (2007). Evaluation of BBL CHROMagar Listeria agar for the isolation and identification of Listeria monocytogenes from food and environmental samples. Journalof Microbiological Methods, 68(1): 82-87.
  • Huss, H.H., Jorgensen, L.V. and Vogel, B.F. (2000). Control options for Listeria monocytogenes in seafoods. International Journal of Food Microbiology, 62(3): 267-274.
  • Huss, H.H. (1995). Quality and quality changes in fresh fish. FAO Fisheries Technical Paper No. 348, Food and Agriculture Organization (FAO) of the United Nations, Rome, Italy.
  • Inoue, S., Nakama, A., Arai, Y., Kokubo, Y., Maruyama, T. and  Saito, A. (2000). Prevalence and contamination levels of Listeria monocytogenes in retail foods in Japan. International Journal of Food Microbiology, 59(1-2): 73-77.
  • ICMSF ‘‘International Commission on Microbiological Specification for Foods’’. (1986). Microorganisms infoods. 2nd edition, Sampling for microbiological analysis: principle sand specific applications. 2nd edition, Buffalo, N.Y: University of Toronto Press, pp. 211-215.
  • Jones, R., Hussein, H.M. and Zagorec, M. (2008). Isolation of lactic acid bacteria with inhibitory activity against pathogens and spoilage organisms associated with fresh meat. Food Microbiology, 25: 228-234.
  • McMeekin, T.A., Olley, J.N., Roos, T. and Ratkowsky, D.A. (1993). Predictive microbiology. Theory and Application. Resaerch Studies Press Taunton, England, pp. 199-200.
  • Martins, E.A. and Pedro, M.L.G. (2011). Listeria monocytogenes in ready-to-eat, sliced, cooked ham and salami products, marketed in the city of Sao Paulo, Brazil: Occurrence, quantification, and serotyping. Food Control, 22(2): 297-302.
  • Neetoo, H., Mu, Y. and Haiqiang, C. (2008). Potential antimicrobials to control Listeria monocytogenes in vacuum-packaged cold-smoked salmon pate and fillets. International Journal of Food Microbiology, 123(3): 220-227.
  • Olafsdottir, G., Martinsdottir, E., Oehlenschlager, J., Dalgaard, P., jensen, B. and Undeland, I. (1997). Methods to evaluate fish freshness in research and industry. Trends in Food Science and Technology, 8: 258-265.
  • Ozogul, Y., Ozyurt, G., Ozogul, F., Kuley, E. and Polat, A. (2005). Freshness assessment of European eel (Anguilla anguilla) by sensory, chemical and microbiological methods. Food Chemistry, 92: 745-751.
  • Pacheco-Aquilar, R., Lugo-Sanchez, M.E. and Robles-Burgueno, M.R. (2000). Post mortem biochemical and functional characteristic of Monterey sardine muscle stored at 0˚C. Journal of Food Science, 65(1): 40-47.
  • Pawar, D.D., Malik, S.V.S., Bhilegaonkar, K.N. and Barbuddhe, S.B. (2000). Effect of nisin and its combination with sodium chloride on the survival of Listeria monocytogenes added to raw buffalo meat mince. Meat Science, 56(3): 215-219.
  • Perez-Alonso, F.C. and Auborg S.P. (2003). Lipid deterioration during child storage of Atlantic pomfret (Bramabrama). Journal of Lipid Science and Technology, 105: 661-667.
  • Rezaei, M., Sahari, M., Moeini, S. and Safari, M. (2003). Compare of fat quality in Clupeonellaengrauliformis in two handling systems. Iranian Scientific Fisheries, 3: 97-107 [In Farsi].
  • Rodriquez, A., Carriles, N., Cruz, J. and P.Auborg, S. (2008). Changes in the flesh of cooked farmed salmon (oncorhynchuskisutch) with pevious storage in slurry ice (-1.5 ºC). Food Sciecne and Technology, 41: 1726-1732.
  • Samelis, J., Bedie, G.K., Sofos, J.N., Belk, K.E., Scanga, J.A and Smith, G.C. (2005). Combinations of nisin with organic acids or salts to control Listeriamonocytogenes on sliced pork bologna stored at4oC in vacuum packages. Swiss Society of Food Science and Technology, 38: 21-28
  • Savvaidis, I.N., Skandamis, P.N., Riganakos, K.A., Panagiotakis, N. and Kontominas, M.G. (2002). Control of natural microbial flora and Listeria monocytogenes in vacuum packaged trout at 4 and 10°C using irradiation. Journal of Food Protection, 65: 515-522.
  • Solomakos, N., Govaris, A., Koidis, P. and Botsoglou, N. (2008). The antimicrobial effect of thyme essential oil, nisin, and their combination against Listeria monocytogenes in minced beef during refrigerated storage. Food Microbiology, 25(1): 120-127.
  • Tome, E., Teixeira, P.A. and Gibbs, P. (2006). Anti-listerial inhibitory lactic acid bacteria isolated from commercial cold smoked salmon. Food Microbiology, 23: 399-405
  • Vescovo, M., Scolari, G. and Zacconi, C. (2006). Inhibition of listreia innocua growth by antimicrobial-producing lactic acid culture in vacuum-packed cold smoked salmon. Food Microbiology, 23: 689-693.
  • Wadud, S., Carlos, G.L., Nathan, L. and Joseph, A.O. (2010). Evaluation of immunomagnetic separation in combination with ALOA Listeria chromogenic agar for the isolation and identification of Listeria monocytogenes in ready-to-eat foods. Journal of Microbiological Methods, 81(2): 153-159.
  • Yin, L.J., Wu, C.W. and Jiang, S.T. (2007). Biopreservative effect of pediocin ACCEL on refrigerated seafood. Fisheries Science, 73(4): 907-912.

 

 

 

  • Akhondzadeh, A., ZahraieSalehi, T. and Misaghi, A. (2003). The survey of Listeria monocytogenes in fresh and smoked fish and ice used in fish markets for retaining the freshness of the fish in Tehran and Gilan. Journal of Veterinary Research, 57(4): 9-12.
  • AOAC. (2005). Official Method of Analysis. 17th edition, Washington, DC: Association of Official Analytical Chemists, pp. 716-725.
  • Castellano, P., Belfiore, C. and Fadda, S. (2008). A review of bacteriocinogenic lactic acid bacteria used as bioprotective cultures in fresh meat produced in Argentina. Meat Science, 79: 483-499.
  • Chen, B.Y., Rajkumar, P., Tae-Jo, K., Juan, L.S. and Yean-Sung, J. (2010). Prevalence and contamination patterns of Listeria monocytogenes in catfish processing environment and fresh fillets. Food Microbiology, 27(5): 645-652.
  • Dykes, G.A. and Moorhead, S.M. (2002). Combined antimicrobial effect of nisin and a listeriophage against Listeria monocytogenes in broth but not in buffer or on raw beef. International Journal of Food Microbiology, 73(1): 71-81.
  • De Arauz, L.J., Jozala, A.F., Gava Mazzola, P. and Vessoni Penna, T.C. (2009). Nisin biotechnological production and application: a review. Trends in Food Science and Technology, 20(3-4): 146-154.
  • Duffes, F., Françoise, L., Patrick, B. and Xavier, D. (1999). Inhibition of Listeria monocytogenesby Carnobacterium spp. strains in a simulated cold smoked fish system stored at 4°C. International Journal of Food Microbiology, 47(1-2): 33-42.
  • Egan, H., Krik, R.S. and Sawyer, R. (1997). Pearsons Chemical Analysis of Foods. 9th edition, 609-634.
  • Esmaeilzadeh, R. and Sahari, M. (2004). Compare of proximate factors of kutum (Rutilisfrisiikutum) and Ctenopharyngodonidella and production fo marinade from these fish. Iranian Scientific Fisheries, 4: 13-28 [In Farsi].
  • Gimenez, B., Roncales, P. and Beltran, J.A. (2002). Modified atmospherepackaging of filleted rainbow trout. Journal of the Sciece of Food and Agriculture, 84,1154-1159.
  • Geims, M. (2006). Modern Food Microbiology. 2th edition, translated by Mortazavi, E., Motamedzadegan, E. and Gohari, A. Ferdosi Publication, pp. 662.
  • Gonzalez-Rodriguez, M.N., Sanz, J.J., Santos, J.A., Otero, A. and Garcia-Lopez, M.L. (2001). Bacteriological quality of aquaculture freshwater fish portions in prepackaged trays stored at 3۫C. Journal of Food Protection, 64: 1399-1404.
  • Gram, L., and Huss, H.H. (1996). Microbiological spoilage of fish and fish products. InternationalJournal of Food Microbiology, 33: 121-137.
  • Gram, L., Trolle, G. and Huss, H.H. (1987). Detection of specific spoilage bacteria from fish stored at low (0 ۫C) and high (20 ۫C) temperatures. International Journal of Food Microbiology, 4: 65-72.
  • Gudbjornsdottir, B., Suihko, M.L., Gustavsson, P., Thorkelsson, G., Salo, S., Sjoberg, A.M., Niclasen, O. and Bredholt, S. (2004). The incidence of Listeria monocytogenes in meat, poultry and seafood plants in the Nordic countries. Food Microbiology, 21(2): 217-225.
  • Hegde, V., Leon-Velarde, C.G., Stam, C.M., Jaykus, L.A. and Odumeru, J.A. (2007). Evaluation of BBL CHROMagar Listeria agar for the isolation and identification of Listeria monocytogenes from food and environmental samples. Journalof Microbiological Methods, 68(1): 82-87.
  • Huss, H.H., Jorgensen, L.V. and Vogel, B.F. (2000). Control options for Listeria monocytogenes in seafoods. International Journal of Food Microbiology, 62(3): 267-274.
  • Huss, H.H. (1995). Quality and quality changes in fresh fish. FAO Fisheries Technical Paper No. 348, Food and Agriculture Organization (FAO) of the United Nations, Rome, Italy.
  • Inoue, S., Nakama, A., Arai, Y., Kokubo, Y., Maruyama, T. and  Saito, A. (2000). Prevalence and contamination levels of Listeria monocytogenes in retail foods in Japan. International Journal of Food Microbiology, 59(1-2): 73-77.
  • ICMSF ‘‘International Commission on Microbiological Specification for Foods’’. (1986). Microorganisms infoods. 2nd edition, Sampling for microbiological analysis: principle sand specific applications. 2nd edition, Buffalo, N.Y: University of Toronto Press, pp. 211-215.
  • Jones, R., Hussein, H.M. and Zagorec, M. (2008). Isolation of lactic acid bacteria with inhibitory activity against pathogens and spoilage organisms associated with fresh meat. Food Microbiology, 25: 228-234.
  • McMeekin, T.A., Olley, J.N., Roos, T. and Ratkowsky, D.A. (1993). Predictive microbiology. Theory and Application. Resaerch Studies Press Taunton, England, pp. 199-200.
  • Martins, E.A. and Pedro, M.L.G. (2011). Listeria monocytogenes in ready-to-eat, sliced, cooked ham and salami products, marketed in the city of Sao Paulo, Brazil: Occurrence, quantification, and serotyping. Food Control, 22(2): 297-302.
  • Neetoo, H., Mu, Y. and Haiqiang, C. (2008). Potential antimicrobials to control Listeria monocytogenes in vacuum-packaged cold-smoked salmon pate and fillets. International Journal of Food Microbiology, 123(3): 220-227.
  • Olafsdottir, G., Martinsdottir, E., Oehlenschlager, J., Dalgaard, P., jensen, B. and Undeland, I. (1997). Methods to evaluate fish freshness in research and industry. Trends in Food Science and Technology, 8: 258-265.
  • Ozogul, Y., Ozyurt, G., Ozogul, F., Kuley, E. and Polat, A. (2005). Freshness assessment of European eel (Anguilla anguilla) by sensory, chemical and microbiological methods. Food Chemistry, 92: 745-751.
  • Pacheco-Aquilar, R., Lugo-Sanchez, M.E. and Robles-Burgueno, M.R. (2000). Post mortem biochemical and functional characteristic of Monterey sardine muscle stored at 0˚C. Journal of Food Science, 65(1): 40-47.
  • Pawar, D.D., Malik, S.V.S., Bhilegaonkar, K.N. and Barbuddhe, S.B. (2000). Effect of nisin and its combination with sodium chloride on the survival of Listeria monocytogenes added to raw buffalo meat mince. Meat Science, 56(3): 215-219.
  • Perez-Alonso, F.C. and Auborg S.P. (2003). Lipid deterioration during child storage of Atlantic pomfret (Bramabrama). Journal of Lipid Science and Technology, 105: 661-667.
  • Rezaei, M., Sahari, M., Moeini, S. and Safari, M. (2003). Compare of fat quality in Clupeonellaengrauliformis in two handling systems. Iranian Scientific Fisheries, 3: 97-107 [In Farsi].
  • Rodriquez, A., Carriles, N., Cruz, J. and P.Auborg, S. (2008). Changes in the flesh of cooked farmed salmon (oncorhynchuskisutch) with pevious storage in slurry ice (-1.5 ºC). Food Sciecne and Technology, 41: 1726-1732.
  • Samelis, J., Bedie, G.K., Sofos, J.N., Belk, K.E., Scanga, J.A and Smith, G.C. (2005). Combinations of nisin with organic acids or salts to control Listeriamonocytogenes on sliced pork bologna stored at4oC in vacuum packages. Swiss Society of Food Science and Technology, 38: 21-28
  • Savvaidis, I.N., Skandamis, P.N., Riganakos, K.A., Panagiotakis, N. and Kontominas, M.G. (2002). Control of natural microbial flora and Listeria monocytogenes in vacuum packaged trout at 4 and 10°C using irradiation. Journal of Food Protection, 65: 515-522.
  • Solomakos, N., Govaris, A., Koidis, P. and Botsoglou, N. (2008). The antimicrobial effect of thyme essential oil, nisin, and their combination against Listeria monocytogenes in minced beef during refrigerated storage. Food Microbiology, 25(1): 120-127.
  • Tome, E., Teixeira, P.A. and Gibbs, P. (2006). Anti-listerial inhibitory lactic acid bacteria isolated from commercial cold smoked salmon. Food Microbiology, 23: 399-405
  • Vescovo, M., Scolari, G. and Zacconi, C. (2006). Inhibition of listreia innocua growth by antimicrobial-producing lactic acid culture in vacuum-packed cold smoked salmon. Food Microbiology, 23: 689-693.
  • Wadud, S., Carlos, G.L., Nathan, L. and Joseph, A.O. (2010). Evaluation of immunomagnetic separation in combination with ALOA Listeria chromogenic agar for the isolation and identification of Listeria monocytogenes in ready-to-eat foods. Journal of Microbiological Methods, 81(2): 153-159.
  • Yin, L.J., Wu, C.W. and Jiang, S.T. (2007). Biopreservative effect of pediocin ACCEL on refrigerated seafood. Fisheries Science, 73(4): 907-912.